:.:. صالح خواجه دلویی .:.:

Business Development Expert - ICT & Management

:.:. صالح خواجه دلویی .:.:

Business Development Expert - ICT & Management

:.:. صالح خواجه دلویی .:.:

زندگی قرار نیست آسان باشد
شما تلاشتان را بیشتر کنید

طبقه بندی موضوعی

۳۱ مطلب با موضوع «مقالات و مطالب» ثبت شده است

ما ایرانى ها یک ترسى داریم که همزاد ما است، یعنى از روزى که بدنیا مى آییم با ما همراه است. و وقتى خارج از کشور مى آییم این ترس بیشتر به چشم میاید، و تا مدتى اذیت مان میکند، بعد کم کم با زندگى در فرهنگ جدید این ترس برطرف میشود. این ترس یک نگرانى کلى از عدم پیشرفت کارها، احتمال وقوع مشکلات و مسائل پیش بینى نشده، بروز ایراد در سیستم کارى، عدم دریافت بموقع نامه هاى مهم، از دست دادن مهلت هاى مهم، کمبود منابع، بدشانسى، و دهها مورد دیگر است. استرس در چهره مان موج میزند، نکند فلان اتفاق بیفتد، نکند فلان کس در مورد فلان مسئله فلان جور فکر کرده باشد،،، و بیشتر این ترسها فارغ از منشأهاى روانى درونى ناشى از زندگى در شرایط نابسامان و لرزان فرهنگى-اقتصادى محلى است که در آن رشد کرده ایم و بزرگ شده ایم.

یکى از کارهایى که غربى ها کرده اند این است که: ترس را بطور کلى از جامعه حدف کرده اند. بچه چهار ساله نمیترسد که اگر در سوپر مارکت دستش خورد به باکس شکلاتها و ریخت کف زمین کسى دعوایش کند، یا اگر روى لبه قفسه ها رفت کسى نگاه بدى به او بکند، همین بچه بزرگ میشود، بدون احساس گناه. وقتى نوجوان است باب میلش لباس میپوشد و مدل مویش را آرایش میکند، جامعه به بهانه هاى واهى با آدمها درگیر نمیشود. این نوجوان رشد میکند، در دانشگاه هیچ ترسى ندارد، حرفش را و هنرش را ارائه میدهد، و باز رشد میکند. ترسى ندارد که باید مؤاخذه شود، خودش است، نقش بازى نمیکند. عاشق که میشود به طرف مقابل میگوید دوستت دارم، واهمه اى ندارد، اگر فقط بخواهد با او باشد نمیگوید دوستت دارم و وانمود نمیکند به عشقى که وجود ندارد. همین دختر یا پسر وارد جامعه میشود، خودش را نشان میدهد، مسئولیت میپذیرد، و وقتى پدر یا مادر شد بچه اش را هم بدون ترس تربیت میکند.

عشق این است که توی شیرینی فروشی چشمت دنبال شیرینی که عاشقش هستی باشد اما بگویی نصف جعبه را با شیرینی مورد علاقه ی او پر کنند. عشق این است که برای خرید لباس برای خودت بروی و با ساکی پر از لباسهایی که بنظرت او را زیباتر از همیشه می کنند از خرید برگردی.
عشق این است که وقتی دوتایی در ماشین نشسته اید همه ی آهنگ ها را رد کنی تا به ترک مورد علاقه ی او برسی.

عشق این است که وقتی خواب است صدای تلویزیون را کم کنی تا بیدارش نکند و خودت به سختی از هر جمله ای که می شنوی فقط دو کلمه را آن هم با هزار تلاش تشخیص دهی.
عشق این است که شبهایی که از شدت کارهایی که سرش ریخته نمی تواند بخوابد، در حالی که چشمان خودت از شدت خواب بسته می شوند، پا به پایش بیدار بمانی و نگذاری لیوان چایش خالی بماند و گه گاه با شوخی هایت سرحالش بیاوری تا کارهایش تمام شوند و با هم روی تخت بیهوش شوید.
عشق این است که بعد از ده ها سال با هم بودن، باز هم اولویتت او باشد و او باشد و او باشد.

توسعه واقعی یک سازمان یا جامعه تنها در سایه رشد ضعیف ترین اعضای آن قابل تحقق است! نمره ضعیف ترین فرد کلاس، تاثیر بیشتری در معدل یک کلاس دارد تا افراد متوسط آن کلاس تعداد و بزرگی سرعت گیرها در خیابانهای یک شهر بر اساس بی احتیاط ترین و ناشی ترین رانندگان درنظرگرفته می شود، نه رانندگان عادی یا حرفه ای!

به عبارت دیگر، میزان رشد یک جامعه وابستگی مستقیم دارد با رشد بی شعورترین افراد آن جامعه!